# شعر

عزیزِ من، چه گریزی در آبگینه‌حصار؟

  در این خیابان، در نیم‌روزِ ناواقع قیافه‌هایی تکرار می‌شوند که در تناسخ‌شان بازگفت بی‌معناست و در تواردشان بارِ لعنتِ دیدار عزیزِ من، چه گریزی ... ادامه مطلب
/ 2 نظر / 87 بازدید

افسانه‌ی سه دوست که زیرِ بارانِ گلوله آواز خواندند

  «فدریکو گارسیا لورکا»، مشهورترین شاعرِ اسپانیاست به‌قولی و ظاهراً بعد از «سروانتس» [نویسنده‌‌ی رمانِ دُن‌کیشوت] تنها کسی‌ست که تعداد کتاب‌ها ... ادامه مطلب
/ 6 نظر / 152 بازدید

میرزانصیرِ اصفهانی ـ علیه‌الرحمه ـ می‌فرماید:

  فلک را جور بی‌اندازه گشته‌ست جهان را رسم و آیین تازه گشته‌ست   هَزار امروز هم‌آوازِ زاغ‌ست گُل از بی‌رونقی‌ها خارِ باغ‌ست   نه خندان غُنچه، ... ادامه مطلب
/ 8 نظر / 78 بازدید

شبانِ تیره امیدم، به صُبحِ رویِ تو باشد...

  حضرتِ سعدی ـ علیه‌الرحمه ـ می‌فرمایند   سَلِ المَصانِع رکباً تُهیم فی الفلواتِ   تو قدرِ آب چه‌دانی، که در کنارِ فُراتی   شبم به‌رویِ تو ... ادامه مطلب
/ 9 نظر / 190 بازدید

Whoops, looks like something went wrong.