# شعر

رفت‌وآمد ــــ بُرش‌هایی از یک شعرِ آدونیس

      رفتن همیشه بی‌دلیل است و آمدن همیشه دلیلی دارد   تن نیست آدمی عدد است کم‌ می‌شود هر روز   آدمی می‌اندیشد و تن می‌نویسد   چه نیازی به سربلندی وقتی آسمان روی شانه‌های من ... ادامه مطلب
/ 12 نظر / 149 بازدید

راهنمای سفر در جنگلِ معنا ــ بُرش‌هایی از یک شعرِ آدونیس

    آینه چیست؟ صورتِ دوّم است و چشمِ سوّم.   غروب چیست؟ خونی که از تنِ آفتاب می‌رود.   شعر چیست؟ دخترکی که هیچ‌وقت از شیر نمی‌گیرندش.   امید چیست؟ توصیفِ مرگ به زبانِ ... ادامه مطلب
/ 11 نظر / 142 بازدید

افسانه‌ی سه دوست که زیرِ بارانِ گلوله آواز خواندند

  «فدریکو گارسیا لورکا»، مشهورترین شاعرِ اسپانیاست به‌قولی و ظاهراً بعد از «سروانتس» [نویسنده‌‌ی رمانِ دُن‌کیشوت] تنها کسی‌ست که تعداد کتاب‌ها ... ادامه مطلب
/ 6 نظر / 73 بازدید