Das Schloß

 

 

گوشه‌ی دنجی ساختن. در گوشه‌ی دنجی نشستن. به خلوتِ این روزها اندیشیدن. لیوانِ چای و لیمو را روی میز گذاشتن. قاشقی عسل به چای و لیمو اضافه کردن. به خلوت اندیشیدن. قاشقی چای نوشیدن. دردِ گلو را دوباره حس کردن. کتابی از روی میز برداشتن. فصلی درباره‌ی خلوت خواندن. «خلوت همیشه هست. همان‌جا که تویی. باید بگردی و پیدا کنی. کجاست. بینِ آدم‌هایی که نمی‌بینند. آدم‌هایی که نمی‌بینی‌شان.» کتاب را بستن. به خلوت اندیشیدن. باقیِ سطر را در خیال خواندن. «خلوتِ خود را باید ساختن.» دردِ گلو را لحظه‌ای فراموش کردن.

 

نامِ عکس چای لیمو و عسل است؛ کارِ کومبوآ چِما.

 

/ 0 نظر / 15 بازدید